مفعول به



  • سلام من درباره ی افعال دو مفعولی یکم مشکل دارم مثلا توی جمله : غروب الشمس فی فصل الخریف صیر السماء خلابه .....
    نمیدونم چرا خلابه رو مفعول دوم در نظر میگیریم ممنون میشم اگه جواب بدیند !


  • دانش آموزان آلاء

    حمله اسمیه
    غروب میشه مبتدا
    صیر میشه خبرش

    جمله فعلیه
    صیر میشه فعل و فاعلش ضمیر مستتر
    سما مفعول به اول و خلابه میشه مفعول به دوم


  • دانش آموزان آلاء

    خلابه رو نمیشه صفت گرفت چون برخلاف سما ال نداره
    درحالی که میدونیم صفت مفرد باید با موصوفش در این مورد مطابقت کنه


  • دانش آموزان آلاء

    فعل های دومفعولی

    مهمتین فعل های دو مفعولی عبارتند از :

    عَلَّمَ ، أعلَمَ: ياد داد - أَذاقَ ، ذَوَّقَ: چشاند- أَلبَسَ ، كَسَى : پوشاند - وَعَدَ ( وعده داد) - أَعطی ،آتَى : عطا کرد - وَهَبَ ، مَنَحَ : بخشيد- حَسِبَ : پنداشت - ظنَّ :گمان کرد - أَلْهَمَ : الْهام کرد - أهدَی : هديه داد- بَلَّغَ : رسانید -جَعَلَ : قرارداد- رأی : وقتی به معنای یافتن باشد - وجدَ : یافت – ( وَقَی و جَـنَّبَ : نگه داشتن ، دورکردن – جزی : پاداش داد- إتّخذَ :گرفت، انتخاب کرد – أسألَ : درخواست کرد – کلّفَ : مکلّف کرد – نزید : اضافه کردیم .......

    راه شناسایی دومفعول درجمله :

    1- ازطریق معنا که یکی ازآنها باحرف (را) و دیگری به صورت متمم یعنی بایکی از حروف (به ، با ،از) معنی می­شود.

    أَعْطَی المديرُ التلميذَ جائزةً : مدير به دانش­آموز جايزه­ی را داد. عَلَّمَ عليٌّ حَسَنَاً الدرسَ :علی درس را به حسن ياد داد.

    وقَاهُ اللهُ عذابَ النّارِ : خداوند او را از عذاب آتش حفظ کند. - جّـنِّبْنا مَعصِيَّـتَكَ : ما را از نافرمانیت دور گردان.

    2- ازطریق مفهوم که به صورت آخذ ومأخوذ می آیند یعنی یکی از آنها گیرنده است ودیگری چیزی است که گرفته شده است . أَعْطَی المديرُ التلميذَ جائزةً : مدير به دانش­آموز جايزه­ی را داد.

    3- ازطریق مفهوم که بعد ازحذف فعل وفاعل ، به صورت مبتدا وخبر می باشند به عبارتی دراصل مبتدا وخبربوده اند. به این افعال افعال قلوب نیزگفته می شود ودر ترجمه یکی با حرف (را) معنی می شود ودیگری چگونگی را می رساند . توجه داریم که مفعول دوم دراین مواقع حال محسوب نشود .

    وجدتُ المؤمنات صابراتِ : المؤمناتُ صابراتٌ – اللّهُمّ اجعل هذاالبلدَ آمناً

    دقت کنيد: درزبان فارسی به اين گونه فعل ها «گذرا به مفعول و متمم »می گويند. مانند:

    علی کتاب را به دوستش بخشيد.

    1)عَلَّمَ عليٌّ حَسَنَاً الدرسَ : علی درس را به حسن ياد داد.

    1. مَنَحَـهُ المُديرُجائـزةً: مدير به او جايزه­ای داد.

    2. أَلْهِمْنِي التَّقوى: تقوی را به من الهام کن.

    3. أَذاقَ عليٌّ العدوَّ الْهزيمةَ : علی به دشمن شکست را چشاند.

    5)أَعْطَی المديرُ التلميذَ جائزةً : مدير به دانش­آموز جايزه­ی را داد.

    1. کَسَوتُ الفقيرَ ثَوباً : به فقير لباسی را پوشاندم.

    2. أَهدَيتُ صَديقـی کتاباً : به دوستم کتابی را هديه کردم.

    3. يَهَبُ اللهُ الناسَ النعمةَ : خداوند به مردم نعمت را می بخشد.

    4. يَعِدُ کُم اللهُ مَغفرةً مِنهُ :خداوند مغفرت خويش را به شما وعده می دهد.

    10)جَعَلَ اللهُ الأرضَ واسعةً: خداوند زمين را وسيع گرداند.

    1. رَأيتُهُ عالِماً : او را عالم يافتم.

    12)وَجَدَ التاجِرُ البحرَ هائجَاً : تاجر دريا را طوفانی يافت.


  • دانش آموزان آلاء

    توجه : مفعولٌ به ، به یکی از چند صورت زیر ممکن است آمده باشد :

    1- اسم ظاهر : کَتَبَ علیٌّ الدرسَ

    2- ضمیر: الف) ضمیر منفصل منصوب : ایّاکَ نعبُدُ ب) ضمیر متصل منصوب: یعلمُهُ اللهُ

    3- جمله : عَلِمتُ أنّکَ ناجحٌ – طلبَ الطلابُ من استاذِهم أن یُشاهدَ مقالتَهم

    4- محذوف باکمک قرینه : اللّهُمَّ اَرزُقنی ما تُحِبُ وتَرضَی : م به درفعل های تحبّ وترضی محذوف است .


  • دانش آموزان آلاء

    به نکات زير توجه کنيد:

    1)فعل باب­های تَفاعُل و إنفعال معمولاً لازم هستند.

    2)فعل بابهای افعال و تفعيل و مفاعله واستفعل غالباً متعدی هستند.

    3)افعال ناقصه ( کانَ ، صَارَ ، ليسَ ، أَصبَحَ ، مادامَ .....) نه لازم هستند و نه متعدی

    4)فعل های بر وزن فَعُلَ لازم هستند.مانند:
    حَسُنَ (نيکو شد) کَبُرَ (بزرگ شد) ، صَغُرَ ( کوچک شد)شَجُعَ (شجاع شد) قَصُرَ (کوتاه شد) کَثُرَ (زياد شد)بَعُدَ ،ضَعُفَ...

    افعالی که بر معانی زیر دلالت دارند لازم هستند:

    1)هرگاه برهيأت و شکل دلالت کند ، مانند: طَالَ «بلند شد» ، قَصُرَ « کوتاه شد»

    2)بر عيب يا زينت دلالت کند، مانند: عَوِرَ« کور شد» ، غَيِدَ «نازک بدن شد»

    3)بر رنگ دلالت کند، مانند: زَرِقَ« کبود رنگ شد»

    4)بر نظافت يا پليدی دلالت کند، مانند:طََهُرَ« پاک شد» ، قَذُرَ « پليد شد»

    5)بر غريزه دلالت کند، مانند شَجُعَ « شجاع شد»

    6بر خالی يا پر بودن دلالت کند ،مانند: فَرَغَ« خالی شد» ، شَبُعَ « سير شد»

    7)برعوارض طبيعی دلالت کند ،مانند:مَرِضَ «مريض شد» ، غَضِبَ « خشمگين شد»

    متعدی ساختن فعل لازم:

    1. فعل ثلاثی مجرد به باب افعال يا تفعيل برده شود.

    ذَهَبَ: رفت ( لازم) أَذهَبَ : برد (متعدی )

    جَلَستُ : نشستم أَجلَستُ محمداً : محمد را نشاندم

    فَرِحَ : شاد شد (لازم) فَرَّحَ : شاد کرد (متعدی)

    فَرِحتُ : شاد شدم فَرَّحتُ زَيداً : زيد را شاد کردم

    2)استفاده از حروف جر:

    جاءَ : آمد جاءَ بـِ : آورد حَصَلَ : حاصل شد حَصَلَ علی : به دست آورد.

    دقت کنيد: در زبان فارسی برای متعدی کردن فعل لازم به آخر فعل « اند »يا «انيد» اضافه می کنند، مانند:
    خوابيد« لازم» خواباند« متعدی»
    دقت کنيد: مصدر های مانند پختن ، شکستن ، بريدن، ... در زبان فارسی هم متوانند ناگذر«لازم» و هم گذارا به مفعول « متعدی» باشند. شيشه شکست«ناگذر» علی شيشه را شکست« گذرا به مفعول»
    در زبا عربی نيز فعل دو وجهی نيز وجود دارد مانند:جَاءَ
    جاءَ عليٌّ« علی آمد»لازم
    جَاءَکُم رَسُولٌ: پيامبری نزد شما آمد. « متعدی»

    فعل متعدی باسه مفعول

    فعل متعدی باسه مفعول نیز داریم ولی چون خارج موضوع بحث که فعل دومفعولی است می باشد ،پس به صورت گذرا نگاهی به آن خواهیم داشت .

    دراین فعل ها غالباً مفعولٌ به اول به صورت ضمیر متصل و مفعولٌ دوم وسوم به صورت نهاد وگذرا (مبتدا وخبر)بوده اند.

    این فعل ها عبارتند از : أری ، أعلَمَ ، حدّثَ ،خبّرَ ، أخبَرَ ،نبّأ ، أنبأ

    یُریهم اللهُ أعمالَهم حسراتٍ - أخبرَنا المدیرُ أنّ أصدقائی ناجحون .

    نمونه هایی ازافعال دو مفعولی عربی :

    1- رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدتَنا

    2- اللّهُمَّ ألهِمنی التَّقوی

    3- وَاللهُ یَعِدُکُم مَغفِرةً

    4- إنَّ اللّهَ یَعِدُنا مَغفِرةً

    5- إلهی ارزُقنی الصَّبرَ الجَمیلَ

    6- جَعَلتُکَ أمیناً عَلَی اسراری

    7- هذِه الألوانُ تَجعَلُ السَّماءَ خَلابةً

    8- سَنُریهِم آیاتِنا

    9- تُعطِینا الآیةُ صورةً أُخری عَن البَحرِ

    10- خَلَقَ اللّهُ الإنسانَ وَ جَعَلَه زَوجَینِ ذَکَراً وَ أُ نثی

    11- وَ قَد آتَیناکَ مِن لَدُنّا ذِکراً

    12- أعطِنی بِمَسألَتی إیَّاکَ جَمیعَ خَیرِ الدُّنیا وَ جَمیعَ خَیرِ الآخِرةِ

    13- أذاقَتها حَیاةً جَدیدةً

    14- ألبَسَتهُم لِباسَ الحَربِ

    15- یَرزُقَهم الشَّهادةَ فی سَبیلِه

    16- کَیفَ نُبَلِّغها هذا الخَبرَ

    17- وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللّهِ أمواتاً بَل أحیاءٌ عِندَ رَبِّهم یُرزَقونَ

    18- اَلأُمُّ هِیَ الَّتی ألبَسَت أولادَها لِباسَ الحَربِ

    18- لَقَد عَلَّمتَنی دَرساً لَن أنساه أبداً

    19- وَ تَرَی الجِبالَ تَحسَبُها جامِدةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ

    20- رَبّ اجعَل هذا البَلدَ آمِناً

    21- وَعَدَ اللّهُ المُؤمنینَ وَ المُؤمناتِ جَناتٍ تَجری مِن تَحتِها الأنهارُ خالِدینَ فِیها

    22- خَرَجَ المُعَلّمُ وَ قَد عَلَّمَنا أشیاءَ کَثیرةً

    23- عَلَینا أن نَتَّخِذَهم سِراجاً یُرشِدُنا إلی طَریقِ الحَقّ

    24- رَأیتُ الدَّهرَ مُختَلِفاً یَدُورُ فَلا حُزنٌ یَدومُ وَ لا سُرورُ

    25- فَلَن نَزیدَکُم إلَّا عَذاباً

    26- أسألُه کشفَ ضُرّی

    27- أن تَجعَلَ أوقاتی مِن اللّیلِ وَ النَّهارِ بِذکرِکَ مَعمورةً

    28- لا یُکَلِّفُ اللّهُ نَفساً إلَّا وُسعَها

    29- یَجعلُ الدّنیا وَسیلةً لِلحصولِ عَلی العُقبی

    30- عَدَّ المواهبَ الطّبیعیّةَ و النِّعمَ الإلهیّةَ رِزقاً للإنسانِ

    31- و نُریدُ أن نَمُنَّ عَلی الَّذینَ استُضعِفوا فی الأرضِ و نَجعَلَهم أئمّةً

    32- و نَجعَلَهم الوارثینَ

    33- إهدِنا الصّراطَ المُستقیمَ.

    نگاهی کلی به شناخت فعل متعدی

    1- ضمیرمنفصل منصوب + فعل = فعل متعدیه ، چون این ضمیرا مفعولٌ به هستن : ایّاکَ نعبُدُ

    2- فعل+ ضمیر متصل منصوب = فعل متعدیه ، چون اون ضمیر مفعوله : یَعلَمُهُ الله

    3- فعل + نـ + ی = فعل متعدیه، البته نون وقایه است و ضمیر «ی» مفعوله : نَصَرَنی

    4- فعل+ ضمیر+ضمیر= فعل متعدیه و ضمیر اول فاعل ودومی مفعوله : ارسلناکَ ، رأیتُـهُ

    5- اگه فعل مجهول باشه مثل « کُتِبَ ، یُکتَبُ » = متعدیه ، چون مجهول ازفعل متعدی ساخته میشه کُتِبَ علیکم الصیامُ

    6- فعل دومفعولی= متعدیه : اعطی المدیرُ سعیداً جائزۀً – جَعَلَکَ اللهُ حرّ اً

    7-فعل + بـِ = فعل متعدی : المؤمنُ لا یَشعُرُ بِالضعف – جاء احمدُ بالکتابِ

    8- فعل دربابهای افعال و تفعیل و مفاعلة و استفعال = غالباً متعدیه ( ملاک تشخیص جمله است که اگر مفعولٌ به داشت متعدی است وگرنه لازم است.).

    9- اگه فعلی بروزن ( فَعُلَ یا یَفعُلُ ) باشه = لازمه : بَعُدَ , یَبعُدُ , ضَعُفَ , یَضعُفُ

    نکته1 : مفعولٌ به ممکنه بصورت جمله بیادمانند : قالَ صدیقی لاتَحزَن إنَّ الله معنا (مفعول جمله ی مشخص شده هس).

    فَهِمتُ أنَّکَ نَجَحتَ فی الامتحان ، البته اینگونه مفعول غالباً برا فعلای «فَهِمَ ، عَلِمَ ، قالَ ، ظَنَّ .... » میاد.

    نکته2 : گاهی فعل بوسیله حرف جرخاصی متعدی میشه مثل : جاء با بِـ ، احتاجَ ،یحتاجُ با إلی، شَعَرَ با بـِ ،رَغِبَ فی به معنای(أحَبَّ) ، رغِبَ عن به معنای(تَرَکَ ) ، رَغِبَ إلی به معنای(طَلَبَ) أخَذَ بـِ .....


وارد شوید تا پست بفرستید
 

اتصال شما به انجمن آلاء به نظر می‌رسد از دست رفته. لطفا صبر کنید ما سعی می‌کنیم که دوباره شما را متصل کنیم.