خدا نخواست


  • دانش آموزان آلاء

    _ده سالم بود
    از طرف مدرسه انتخاب شده بودم برای مسابقات دو و میدانی استان
    مسابقه شروع شده بود
    از همان اول از رقیب هایم جلو تر بودم
    هر‌چه می‌گذشت فاصله ام با دیگران بیشتر می شد
    دور آخر بود
    مطمئن بودم که اول می شوم
    سرعتم را کم کرده بودم
    چند متر آخر را آهسته تر می دویدم
    یک نفر آمد از کنارم مثل باد گذشت
    باورم نمی شد
    دیگر فرصتی برای جبران باقی نمانده بود
    دوم شدم در مسابقه ای که می‌توانستم اول شوم
    از شدت ناراحتی‌روی زمین افتاده بودم
    معلم ورزش و مدیر مدرسه آمدند بالای سرم و گفتند
    اشکال نداره ، خدا نخواست ، قسمت نبود اول شوی
    هیچکس به من نگفت چرا بیشتر تلاش نکردی ... همه گفتند خدا نخواست
    _ چند ماه به کنکور مانده بود
    بیش تر از یک سال وقت گذاشته بودم تا به هدفم برسم
    آماده ی آماده بودم
    ولی روز کنکور مثل همیشه نبودم
    استرس داشت دیوانه ام می‌کرد
    وسط جلسه روحیه ام را باخته ام
    انگار آلزایمر گرفته باشم ... هیچ چیز‌ یادم نبود
    تمام شد
    نتایج آن‌چیزی که می‌ خواستم نبود
    رشته ی تحصیلی که می‌خواستم قبول نشدم و رشته ی دیگری را انتخاب کردم
    همه گفتند اشکال نداره ، خدا نخواست ، قسمت نبود آن رشته را قبول شوی
    هیچکس به من نگفت برای هدفت بجنگ و حقت را بگیر ... همه گفتند خدا نخواست
    هیچکس به من نگفت اشتباه کردی ، همه گفتند خدا نخواست
    می ترسم از آن دنیا ، نه برای مرگ
    می‌ترسم بروم کنار خدا بایستم ... با چشم های پر از آب نگاهش کنم و بپرسم
    چرا نخواستی؟!
    در آغوشم بکشد و بگوید من بیشتر از تو می خواستم ... تو نخواستی ... تو تلاش نکردی ... تو نجنگیدی ... تو اشتباه کردی
    می‌ترسم از آن دنیا ... می‌ترسم از این جواب...


  • ادمین

    @zeynab.khanoom در خدا نخواست گفته است:

    رشته ی تحصیلی که می‌خواستم قبول نشدم و رشته ی دیگری را انتخاب کردم
    همه گفتند اشکال نداره ، خدا نخواست ، قسمت نبود آن رشته را قبول شوی
    هیچکس به من نگفت برای هدفت بجنگ و حقت را بگیر ... همه گفتند خدا نخواست
    هیچکس به من نگفت اشتباه کردی ، همه گفتند خدا نخواست
    می ترسم از آن دنیا ، نه برای مرگ
    می‌ترسم بروم کنار خدا بایستم ... با چشم های پر از آب نگاهش کنم و بپرسم
    چرا نخواستی؟!
    در آغوشم بکشد و بگوید من بیشتر از تو می خواستم ... تو نخواستی ... تو تلاش نکردی ... تو نجنگیدی ... تو اشتباه کردی
    می‌ترسم از آن دنیا ... می‌ترسم از این جواب...

    خیلی قشنگ بود خیلیییییییی
    به منم همه میگن قسمت نبوده خدانخواسته که اینجوری شد
    ولی ......


  • دانش آموزان آلاء

    :+1::+1:


  • دانش آموزان آلاء

    عالی بود



  • @zeynab.khanoom
    متن بسیییییی دوست داشتنی بود🏃🌈


  • دانش آموزان آلاء

    عالیییی بودمرسیی:clap:



  • @فااطمه در خدا نخواست گفته است:

    @zeynab.khanoom در خدا نخواست گفته است:

    رشته ی تحصیلی که می‌خواستم قبول نشدم و رشته ی دیگری را انتخاب کردم
    همه گفتند اشکال نداره ، خدا نخواست ، قسمت نبود آن رشته را قبول شوی
    هیچکس به من نگفت برای هدفت بجنگ و حقت را بگیر ... همه گفتند خدا نخواست
    هیچکس به من نگفت اشتباه کردی ، همه گفتند خدا نخواست
    می ترسم از آن دنیا ، نه برای مرگ
    می‌ترسم بروم کنار خدا بایستم ... با چشم های پر از آب نگاهش کنم و بپرسم
    چرا نخواستی؟!
    در آغوشم بکشد و بگوید من بیشتر از تو می خواستم ... تو نخواستی ... تو تلاش نکردی ... تو نجنگیدی ... تو اشتباه کردی
    می‌ترسم از آن دنیا ... می‌ترسم از این جواب...

    خیلی قشنگ بود خیلیییییییی
    به منم همه میگن قسمت نبوده خدانخواسته که اینجوری شد
    ولی ......

    اتفاقا وقتی من دلخواهم قبول نشدم همه گفتن تقصیر خودت
    یکی برنگش به من بگه خدا نخواس :joy:
    منکه خودم فلفلی بودم همه اتیش میریختن روم بد تر :)


وارد شوید تا پست بفرستید
 

اتصال شما به انجمن آلاء به نظر می‌رسد از دست رفته. لطفا صبر کنید ما سعی می‌کنیم که دوباره شما را متصل کنیم.