با سختی درس خوندن!!


  • همیار

    سلام به دوستان گل آلایی و زحمت کشان ماه آلا!خسته نباشین میگم از همین جا!دوستان همین الان یهویی!به ذهنم رسید یه تاپیک درس کنم با این موضوع که تو چه شرایطی درس میخونیم!هرکی بیاد شرایطشو بگه،چه بد چه خوب،چون خیلیامون میگیم ما وضعمون خوب نیسش و از این بهونه ها میاریم و درس نمیخونیم!اگه بدونین که خیلی از شما بدتراش هس بهتر میخونین!قدر شرایطتونو میفهمین که خیلیا آرزو دارن بجای شما باشن!


  • همیار

    مث اینکه از خودم باید شروع کنم!خخخخخ!من از بچگیم آرزوم دکتر شدن بوده!دوس داشم بیام بفهمم تو بدنمون چیا هس!افکار بچگونه دیگ!من تو یه منطقه 3!البته بهتره بگم محروم!!چون امکانات نداریم برا درس خوندن!درس میخونم،به همین خاطر نتونسم امسال تو کنکور نتیجه خوبی بگیرم و شدم پشت کنکوری!تا سوم دبیرستان معدل زیر 19 نداشتم!دوس نداشتم زحمات پدرومادرمو با یه وظیفه کوچیک خراب کنم،میخوندم،روی درسم حسابی تعصب داشتم،باید میخوندم!خیلیاتون تو مناطق 1و2 درس میخونین که دبیرای فوق العاده ای داره،مدارس با کیفیت و پی گیر،اما من توی ی مدرسه درس میخوندم که نه معلمای خوبی داش،نه امکاناتی!با سختی زیادی تونسم دیپلممو بگیرم!بامعدل 17.5،شبای امتحان نخوابیدمو درس میخوندم،از خودم راضی نبودم!خیلی سخته برا یه نفر که معدلاش همه بالا19 بوده بیاد زیر 18!!ولی باش کنار اومدم!تابستون شروع کردم برا کنکور!اما نشدش!مشکل!مشکل!همش مشکل،دیگه حس کردم عصبی شدم،زود جوش میاوردم!درس خوندنم برام سخت شده بود!تصمیم گرفم برا سال بعد!اون موقع فک میکردم که خودم مشکل دارم!فقط منم که اینجوریم!منم که باید تو کار خونه کمک کنم!سخت بود برام!تمرکز نداشتم به هیچ عنوان!زندگی سخت شده بود!فشارایی که بهم میومد بیشتر میشد!دیگه عصبی شده بودم!فشار به قلبم اومد!و...اما تونسم باخودم کنار بیام که فقط من نیسم!واقعا هم من نبودم!خیلیا بدتر از منم بودن!خیلیا!امیدوار شدم!اما کی؟دیر شده بود!ی ماه به کنکور95!ولی شروع کردم برا 96!خوندم!با عشق خوندم!با امید اینکه بتونم زحمات پدرومادرمو جبران کنم،یه لبخند رو لباشون بکارم،بهم افتخار کنن خوندم،ابتکارای زیادی ایجاد کردم!دیگه من اون نبودم!عوض شده بودم!باسختیایی که تو زندگیم بود خوندم!و الانم دارم با همون سختیا میخونم!امیدم به خداس!خودش همیشه بامن بوده وهس!پس شماها هم بهونه نیارین!اون لحظه که مامان بابات بهت افتخار کنن و برات دس بزنن!به امید اون لحظه بخون!به امید اینکه یکی بیاد دس بذار رو شونت بگه آقا دکتر!خانوم مهندس!خیلی لذت بخشه!فوق العادس!تنبلی نکن و از همین الان شروع کن!من خودم منتظر شنبم!خخخخخخخخ!یه چیکه از سختیمو بگم بهتون که بشینین خوب بخونین!فک میکنین من کجا درس میخونم!خخخخخخ!حموم خونمون!خخخخخخخخخخخخخخ!ولی راضیم!همین که یجا باشه بخونم کافیه:)


  • دانش آموزان آلاء

    @Dr.Bernosi در با سختی درس خوندن!! گفته است:

    مث اینکه از خودم باید شروع کنم!خخخخخ!من از بچگیم آرزوم دکتر شدن بوده!دوس داشم بیام بفهمم تو بدنمون چیا هس!افکار بچگونه دیگ!من تو یه منطقه 3!البته بهتره بگم محروم!!چون امکانات نداریم برا درس خوندن!درس میخونم،به همین خاطر نتونسم امسال تو کنکور نتیجه خوبی بگیرم و شدم پشت کنکوری!تا سوم دبیرستان معدل زیر 19 نداشتم!دوس نداشتم زحمات پدرومادرمو با یه وظیفه کوچیک خراب کنم،میخوندم،روی درسم حسابی تعصب داشتم،باید میخوندم!خیلیاتون تو مناطق 1و2 درس میخونین که دبیرای فوق العاده ای داره،مدارس با کیفیت و پی گیر،اما من توی ی مدرسه درس میخوندم که نه معلمای خوبی داش،نه امکاناتی!با سختی زیادی تونسم دیپلممو بگیرم!بامعدل 17.5،شبای امتحان نخوابیدمو درس میخوندم،از خودم راضی نبودم!خیلی سخته برا یه نفر که معدلاش همه بالا19 بوده بیاد زیر 18!!ولی باش کنار اومدم!تابستون شروع کردم برا کنکور!اما نشدش!مشکل!مشکل!همش مشکل،دیگه حس کردم عصبی شدم،زود جوش میاوردم!درس خوندنم برام سخت شده بود!تصمیم گرفم برا سال بعد!اون موقع فک میکردم که خودم مشکل دارم!فقط منم که اینجوریم!منم که باید تو کار خونه کمک کنم!سخت بود برام!تمرکز نداشتم به هیچ عنوان!زندگی سخت شده بود!فشارایی که بهم میومد بیشتر میشد!دیگه عصبی شده بودم!فشار به قلبم اومد!و...اما تونسم باخودم کنار بیام که فقط من نیسم!واقعا هم من نبودم!خیلیا بدتر از منم بودن!خیلیا!امیدوار شدم!اما کی؟دیر شده بود!ی ماه به کنکور95!ولی شروع کردم برا 96!خوندم!با عشق خوندم!با امید اینکه بتونم زحمات پدرومادرمو جبران کنم،یه لبخند رو لباشون بکارم،بهم افتخار کنن خوندم،ابتکارای زیادی ایجاد کردم!دیگه من اون نبودم!عوض شده بودم!باسختیایی که تو زندگیم بود خوندم!و الانم دارم با همون سختیا میخونم!امیدم به خداس!خودش همیشه بامن بوده وهس!پس شماها هم بهونه نیارین!اون لحظه که مامان بابات بهت افتخار کنن و برات دس بزنن!به امید اون لحظه بخون!به امید اینکه یکی بیاد دس بذار رو شونت بگه آقا دکتر!خانوم مهندس!خیلی لذت بخشه!فوق العادس!تنبلی نکن و از همین الان شروع کن!من خودم منتظر شنبم!خخخخخخخخ!یه چیکه از سختیمو بگم بهتون که بشینین خوب بخونین!فک میکنین من کجا درس میخونم!خخخخخخ!حموم خونمون!خخخخخخخخخخخخخخ!ولی راضیم!همین که یجا باشه بخونم کافیه:)

    امیدوارم به تمام آرزوهای قشنگت برسی. من مطمئنم موفق میشی


  • همیار

    سلام
    راستش من تو شرایط سختی درس خوندم..
    http://forum.sanatisharif.ir/plugins/nodebb-plugin-emoji-apple/static/images/joy.png


وارد شوید تا پست بفرستید
 

اتصال شما به انجمن آلاء به نظر می‌رسد از دست رفته. لطفا صبر کنید ما سعی می‌کنیم که دوباره شما را متصل کنیم.