َشروع برای کنکور 95 از همین الان



  • با سلام

    من دانش آموز پشت کنکور تجربی هستم و بنا به مشکلاتی نشده تا به حال خوب بخونم

    آیا از این به بعد میتونم به پزشکی فکر کنم ؟ الان هر مدلی باشه میتونم درس بخونم هر چند ساعت باشه

    اما آیا میتونم به فکر پزشکی باشم ؟ از کجا شروغ کنم ؟



  • ((به نام خدا))
    سلام.شب بخیرمیگم خدمت مسئولین موسسه آلا.خدا قوت.ایشالا خانوم فاطمه زهرا(س) و فرزند عزیزشون امام زمان همیشه همراه و یار و یاورشما و خانواده هاتون باشند که بی منت خدمتی بزرگ در حق فرزندان ایران زمین میکنید.عزیزان که این متن رو میخونید میخواستم چند جمله ای توصیه ای داشته باشم به عنوان یه دانش آموز و برادر کوچکتر همگی شما در مورد شروع نیم سال دوم کنکور.
    عزیزان من که این متن رو میخونید من بهتون میگم که سابقه دادن چهار بار کنکور سراسری را دارم.البته رتبه هم آوردم.اما چون باز نسبت به رشته مورد علاقه خودم یه سیصدتا عقب افتادم نتونستم قبول بشم تو اون رشته. من حتی دانشگاه هم رفتم در رشته مهندسی صنایع غذایی یکی از معتبر ترین دانشگاه های دولتی چند ترمم خوندم.اما م همیشه فکر میکنم که انسان نباید خودش رو به دست موج زندگی بسپاره که این موج با هر بار اوج گرفتنش انسان رو به یه نقطه بفرسته.نه.بلکه معتقدم که باید از موج سواری بگیری و لذتشو ببری.مثل کسانی که موج سواری میکنن بدون صرف هیچ نیروی الکتریکی یا مکانیکی.تنها با یک برد معمولی و کمی تمرین و استعداد به خرج دادن هیجانی زیبا و وصف نشدنی رو تجربه میکنن.من هم نخواستم خودم رو به موج زندگی بدم و تمام تلاشم رو میکنم تا به علاقه و آرزوی قلبیم برسم.به همین دلیل انصراف دادم تا مجدد کنکور بدم.
    همونطور که گفتم من سابقه دادن کنکور سراسری رو چند مرتبه دارم.تو این چندباری که من کاملا دانش آموزای اطرافم رو رصد میکردم به یه نقطه اشتراک جالبی رسیدم بچه ها.اینکه اکثریت بچه های کنکور رفتار های مثل هم دارن.اگه دقیقا شکایت ها و نگرانی هایی رو که دارن رو هم بخونید تو هر بازه زمانی از پروسه یه ساله کنکور نسبتا رفتارهای شبیه و نگرانی های نزدیک به هم داشتن.این یه نکته رو میرسونه که پروسه کنکور یه قانونی داره که کسانی که در این پروسه قرار میگیرن خواه نا خواه از بعضی قواعد و قانون های این پروسه تبعیت میکنن.سرتونو درد نیارم عزیزان.بذار برم سریع سر اصل مطلب.و این چند خطم کوتاه نوشتم تا تجربمو بگم.البته تجربه من به اساتیدی که موسسه دارن نمیرسه.ولی گفتم شاید گشایشی بشه تایپ من.بچه ها میخوام بگم تا الان هیچ کس برای کنکور نخونده.هیچ کس.اگه میبیند کسانی که تراز خوب دارن اینا همون بچه درس خونایی هستن که تو مدرسه هم خوب درس خوندن.به قول آقای قلم چی خودکار شدن.اینا به جرات میگم حتی نیم سال اولم با اون تفکری که ما فکر میکرنیم چندین ساعت درس میخوندن،نخوندن.درسته تراز بالایی داشتن ولی تراز بالاداشتنشون چنتا دلیل داره.اول اینکه همیشه آزمونا آزمایشی از سال های دوم شروع میشه که مباحث سنگین نبودن.خب قاعدتا بچه های که درس خون بودن همون مباحث هم که سال های بعد کاملتر شدن بلد بودن پس خیلی کمک بهشون میکنه.یه مثال میزنم.اصلا دوتا مثال میزنم که جای شکی هم نباشه.اول یه مثال از شیمی –بچه ها ما فرمول نویسی رو تو سال دوم داشتیم.درسته.همونطورم که میدونید تو اکثرا سوالای همین آزموناو حتی کنکور خود واکنش رو هم نمیدن.پس کسی که فرمول نویسی بلد باشه قاعدتا فرمول رو راحت مینویسه بعدشم فکر میکنید سوال چیه یا استو کیومتریه-یا موازنست-یاسرعت و تعادله....جواب دادن به این مباحث هم کاری نداره که.یعنی کسی که فرمول نویسی بلد باشه60درصد راه رو رفته.یا فصل پنجم شیمی ترکیبات الی کسی این قسمت رو بلد باشه خب سال سوم یا توپیش دانشگاهی فصل اسید و باز به راحتی میتونه به سوالاش جواب بده...مثال دیگه تو ریاضی..در معادلات و ونامعادلات...کسایی که تست ریاضی میزنن میبینن که تو سوالات ریاضی گاهیم فیزیک اکثرقریب به اتفاق سوالات میرسه به تعیین علامت،یعنی طرف راه حل مینویسه میرسه به تعیین معادله یا حل نامعادله میمونه توش....یا مثلا جایگشت یا اصل ضرب که ساده توضیح میده خوب بفهمی میتونی تستاشو راحت چشمی بزنی و تراز بالا بیاری.تو عمومیام که دیگه نگو...زبان سه دیگه کاری داره..عربی مشکله قبول دارم...اونم که با وجود استاد ناصح زاده به یاری دوستانمون تو آلا حل شده...بعدش تو نیم سال اول چون شروع ساله تو دروس پیش هم ما چیز خاصی ندارم.تو درسای تخصصی مثل فیزیک فصل اول رو نصفشو تو سال دوم خوندیم.فصل دومم همینطور نصفشو تو سال دوم خوندیم.موج هاهم کاری نداره.واقعا ساده است.مثل حرکته.دیدید پس تراز خوب آوردن کاری نداره تو نیم سال اول.در واقع بگم تو نیم سال اول بیشتر وقت صرف تضعیف روحیه حریف میشه.وگرنه هیچ کس درس نخونده.قول میدم.فقط بچه درس خونان که گفتم اونام نون سالای قبلشونو میخورن.ماها که سالای قبلش تصمیم نداشتیم یه فرد آرمانی برای زندگیمون بشیم.ولی الان.بچه ها، بازی کنکور—مسابقه کنکور---ماراتون کنکور از الان ،،از فردا شروع میشه...اگه میخوای بجنبی بسم الله....منم چنتا توصیه میکنم بهت....اصلا استرس به خودت راه نده...راه برای جبران هست.از اینجاست که باید رقیباتو کنار بزنی.سبقت بگیری.از اینجاست که کاردست و پنجه نرم کردن تو با بچه درس خونا شروع میشه.چون اونام شروع میکنن.ولی یه برگ برنده ای که اونا دارن خوب میدونن چطوری بخونن.منظورم از چطوری خوندن چیه؟الان بهتون میگم.بزارید یه مثال براتون بزنم....خیلیا این نیمه رو نیمه مربیا میدونن.علتش چیه...تا حالا تو رخت کن یه تیم رفتید....فرقی نمیکنه چه رشته ای باشه...اصلا همین والیبال خودمون که دیگه نیمکتشم میبینم...بچه ها وقتی تیم میاد بیرون مربی سریع میگه چیکار کنید....نمیگه از اول شروع کنید.نمیگه خب تایم وایستاد باز وارد زمین شدید همون آرایش اولیه رو به خودتون بگیرید و از نوع شروع کنید..اصلا هیچ مربی نمیگه.به نظرتون چیکار میکنن؟آفرین یه راهکار مهم به نام استراتژی مربیشون ارائه میده..استراتژی یعنی چی؟یعنی راهی درست-خوب محاسبه شده-میانبر-با انرژی کم گذاشتن-نقاط ضعف رو شناختن-نقاط قوت تکیه کردن-از تجربیات قبل استفاده کردن و تو کمترین زمان حمله به سمت حریف.اما تلاش مستمر باید داشت ولی نه تلاش بیهوده و خسته کننده.بذارید روشن تر چنتا مطلبو بگم.منظورم از خوب محاسبه کردن چیه؟بیایم بشیینیم ببینم بخشای که واقعا احتمالش هست حداقل یه سوال بیاد و مطمینا میاد رو تسلط پیدا کنیم.اگه این بخشا تو هر درسی ده تا باشن.تو تو هر درس ده تا سوالو جواب دادی.اونم جواب درست.خیلی خوبه.خب از قدیم گفتن کاچی بهتراز هیچیه...منظورم از نقاط قوت چیه؟آقا میایم میگیم من تو فلان درس خوبم.فلان درسو خوب میفهمم..فلان درسو خیلی دوست دارم..پس روش سرمایه گذاری کن..سعی کن بیشترین وقتو بذاری روش تا بیشترین درصد رو بزنی.البته اگه واقعا به خودت ایمان داری که تو اوون درس خوبی.خب اینم به پون مثبت دیگه.پس ما الان تو کنکورمون یه سری درسا داریم که حداقل ده تاشو جواب دادیم.یه درسم داریم که بیشتر از ده تا جواب درست بهش میدیم.خب قاعدتا نتیجه خیلی خوبه دیگه..از تجربیات قبل استفاده کردن چیه؟از تجربیات کسایی که راه کنکور رو رفتن یا تو زمینه کنکور تخصص دارن استفاده کنید.خودتون تجربه نکینید.بچه ها حضرت علی (ع)میفرمایندکه عاقل کسی است که از پند و تجربیات دیگران استفاده کند.اگه ما خودمون تجربه کنیم، تجربمون بدرد خودمون نمیخوره و فقط به درد دیگران میخوره.خب حرف اونایی که تجربه دارن رو گوش کنیم.آقا مشاورت میگه وضعیتت اینطوریه تو جلسه این کار رو بکن،تو این درسا خوب عمل میکنی،تو جلسه این سوالا رو بزن،بقیه رو نزن خوب گوش کن حرفشو و نزن.چرا؟چون نه غلط زدی.ونه ریسک کردی.وبه حق واقعیتم میرسی.تا حالا مطمینا تو فوتبال دیدید مربی که دفاع راستو جاشو عوض میکنه و میبره چپ.خب به نظرتون چه اتفاقی میفته.اولا یه ریسکه برای تیم.شاید اون بازیکن تو اون پست خوب بازی کنه شایدم اصلا نتونه یه توپ دفع کنه و باعث گل خوردن بشه.پس یه ریسکه دیگه.تو کنکورم مصداق همین مثال.حرف با تجربه ها رو گوش کن.بچه ها یه توصیه دیگه..شبی 15دقیقه..فقط15دقیق اختصاص بدید به خوندن لغات زبان خارجه.ویه روز درمیونم یه 15دقیقه دیگه که میشه دوتا15دقیقه اختصاص بدید به تارخ ادبیات خوندن.بیشتر نه.فقط 15دقیقه.مطمینا15دقیقه رو وقت پیدا میکنم.دیگه بهونه ایم براش نداریم.ببینید اینا استراتژیه.شما دقیقا تا قبل از عید اکثرا تاریخ ادبیات و لغات زبان پایه رو خوندید.پس دوتا تست تاریخ ادبیات کنکورم میتونید جواب بدید.همینطور زبان.واقعا این استراتژی خیلی سختیه..وبعد از عیدهم اگه تاریخ ادبیات تموم شد وقت 15دقیقشو بذار رو کلمات آخر کتاب هم معانیشو حفظ کن اما با مترادف و هم،هم خانواده هاش رو.کاری نداره.اکثرا این کتاب کمک آموزشیا درآوردن و کارم آسون کردن.هم اونا رو حفظ کن و هم به املاء کلمه دقت کن.اینم با یه تیر دوتا نشون.دوتا سوال معنی میادتو کنکور.دوتا یا سه تاهم املاء.آقا از هر کدوم فقط یکیشو جواب بده اما درست.لغات زبانتم تموم شد زبان عربیو لغاتشو بخون.کمه.ولی به دادت میرسه.15دقیقه.بچه ها،بچه درس خونای که ماهمیشه فکر میکردیم کار خارق العاده ای انجام میدن باور کنید اینطور نیست.اونا فقط استراتژی به خرج میدن و اعتماد به نفسشون قویتره.همین.کنکور فقط یه بازی روانیه.خودتو نباز..درسته همه زندگی کنکور نیست ولی کنکور بخش کوچیکی از زندگیه که راه به موفقیت رسیدن تو هر زمینه ای در زندگی رو بهت نشون میده.بچه ها یه توصیه دیگه اصلا نگران اونچه نخوندید نباشید.طبق برنامه های آزمونای که دارید برید جلو و من برنامه کانون رو می پسندم که گام به گامه.برید جلو به همین شکل.البته این توصیه برای بچه های دانش آموزه ها.وگرنه فارق التحصیلا که وقت زیاد دارن.تا عید.بخونید.عید یه جا باز یه استوپ و یه تایم استراحت دو دقیقه ای مثل والیبال پیدا میکنیم.بچه اونجا نصف پایه ای که نخوندید و نصف پیشی که نخوندی رو بخونید.از تجربه استفاده کنید.لقمه گنده نگیرید.شما دارید تو یه ماراتون شرکت میکنید.مهم آخره.آخر راهه که مشخص میشه کی نفس داره و کی نفس کم میاره.آروم آروم برید.مطمین باشید با توکل به خدا موفق میشید.چون اگه بخوای و بیفتی تو مسیر انگیزه های موفقیت درونت روشن میشه و تو خودکار میشی و شبانه روزی وقت میذاری و از درس خوندن نه تنها خسته نمیشه بلکه معتادشم میشی و لذتم میبری.داشتم میگفتم اون نصف پایه و پیشم بذار بعد از عید یکی شو انتخاب کن بعد از عید کاملش کن.اون یکیم تو دوران جم بندی ازش تست بزن دست میاد یه چیزی.دیگه اینقدام بی استعداد نیستی که.اعتماد به نفس داشته باش.یه سریا میگن آقا نه بذار برای سال بعد....من بهشون میگم از همینجا سال بعدیم برای تو وجود نداره....نه آخه ما خیلی ضعیفیم......باشه ضعیف باش.مگه همه تو شکم مادرشون دانشمند بودن.از الان شروع کن به یادگیری....نه خیلی لگن وضعیتمون....باشه پس این دوستان در موسسه آلا به چه نیتی این فیلمارو گذاشتن......داداش و آبجی گلم نگران نباش اصلا فرض میگیریم صفری.منم مثل توام.گفتم تو کنکور همه مثل هم هستن.یه درصد خیلی کم هستن که خاص اند.البته بگما اگه سخت کوش باشی میری جز اون درصدای خاص.یعنی فکر نکنی اون درصدای خاص از مریخ اومدن یا مغزشون اندازه انیشتن بوده.اصلا بچه ها میدونستین یه روز انیشتن اومد خونه یه نامه با خودش آورد به مادرش داد،بعدش مادرش خوند،ازش پرسید چی نوشته توش،مادرش گفت معلمتون نوشته پسرت خیلی باهوشه.جاش و سطحش این کلاس نیست.بگردید یه کلاس هم سطح خودشو پیدا کنید.در صورتی که معلمش نوشته بود، این پسرت خنگه.دیگه نفرستش سر کلاس.نکته رو داری؟یه بازی روانی خوشگل و ایثار مادر انیشتن...انیشتن...درسته انیشتن..دنیا رو دگرگون کرد..کسی که فکر میکردن خنگه..اونوقت یه کنکور دست و پای مارو بسته.سیستم آموزشی ماهم غلطه.ولی به قول همشهریام (بودو که وار)یعنی همینی که هست.باید تو خودتو سازگارکنی.بچه ها میدونید من اعتقاد دارم آدم خنگ وجونداره.اینم الان دنیا ثابت کرده.و قدیم هم ثابت شده بود.دنیا یه زمانی بود رویIQتمرکز داشت.میگفت اونایی موفق هستن و به درجات علمی بالایی دست پیدا میکنن که IQبالایی دارن.اما دیدن یه سری از افراد با این فرمول جواب نمیدن.الان شده EQیعنی تلاش کردن برای رسیدن به هدف.بذارید یه مثال بزنم.ببینید من هیچ وقت نمیگم دانش آموز خنگ داریم و دانش آموز باهوش.بلکه برعکس.میگم دانش آموز کوشا داریم و دانش آموز تنبل.شاید دانش آموز تنبلمون از دانش آموز کوشامون بهره هوشی بیشتری داشته باشه ولی تلاش نداره چه فایده.مثلا امروز معلم یه درسیو میده.خب دانش آموز زرنگ میفهمه.دانش آموز معمولیه یا به قول یا رو گفتنی خنگه یه کم میفهمه.دانش آموز زرنگ همون تنبلست.چون میدونه فهمیده وقتی میاد خونه خب میگه بلدم دیگه.سراغ درسه هم نمیره.به امید اینکه بلدم.ولی اون دانش آموز خنگه که کوشاست چون کوشاست وقتی میاد خونه یه بار میخونه،نمیفهمه،دوبار میخونه-نمیفهمه...Nبار میخونه باز نمیفهمه.اما دست از تلاش نمیکشه.بلاخره این مشکل و مسلئه رو تو خوندنN+1بارخوندن تو ذهنش حل میکنه و تا عمر داره یادشم نمیره.دیدید...پس چقدر تفاوته بینIQوEQ..الان که این مثال رو خوندید خوب فهمیدید که ای دل غافل.شما از دسته ی اول بودید.همگی خوب سر کلاس میفهمیدیم.و وقتی که میومدیم خونه چون میگوفتیم بلدیم سراغش نمیرفتیم تا شب امتحان و این بلد،،بلد بودنا باعث میشد که طرفش نریم وشب امتحان میدیم ای دل غافل طبل تو خالی بودیم....مشکل همه ما من جمله خودم اینه که همش میگیم بلدیم و هیچوقت دنبال یادگیری نمیریم...بچه ها نقطه مقابلشم هستا..یعنی چی؟یعنی وقتایی که درسی رو سر کلاس نمیفهمیدیم به چالش میفتادیم که یاد بگیریم و تمام تلاشمونو میکردیم که یاد بگیریم.البته این امر طبیعی چون مغز انسان براش سوال و چگونگی به وجود میومد و از اونجایی که مغز ما مثل احساسموم نیست و باید یه دلیل بیاری براش حتما جواب قانع کننده باید بهش بدی.یه مثال دیگه بزنم معتبر تر.ابوعلی سینا رو که مطمینم میشناسید.اگه نمیشناسید یه سر همدان برید.میگن یه کتاب بود به نام ماورالطبیعه به زبان عربی.ابن سینا این کتاب رو برای اولین بار خوند چیزی نفهمید.دومین باربازخوند،بازم نفهمید....سومین بار خوند بازم نفهمید...تا کار رسید به چهلومین بار..بازم نفهمید..خیلی تلاش کرد.اما مایوس شد.تو بازار شهر مایوس قدم میزد و حیران از این قضیه که ناگهان یه فقیری به پستش میخوره،اون فقیر میگه در ازای خرید این چند جلد کتابی که دارم،پولی بهم بده تا نانی بخرم و خودم رو سیر کنم.بوعلیم موند چیکار کنه.گفت حالا بده ببینم کتابات چی هست.همین که کتابا رو گرفت اولین رو که دیدرسید به دومی دید نوشته تفسیره ماورالطبیعه به پارسی.اقا گل از گلش نشکافت.میگن همونجا نشست شروع کرد به خوندن هی تشکر میکرد از اون مرد فقیر.مرد فقیرم که مونده بود حیران....بلاخره ابوعلی سینا به مرد فقیر یه همیان زر((از اون کیسه کوچیکا که تو فیلما حاکما سکه میذاشتن وپرت میکردن))به مرد فقیر داد.تو این داستان دوتا نکته هست.اول اینکه ابوعلی سینا دس از تلاش نکشید.وتا چهل بار تلاش کرد وخوند تا بفهمه.و نتیجه خیلی مهم تر اینکه وجود خدا بود.بله.وقتی خدا تلاش ابوعلی رو دید اون مرد رو با اون کتاب تفسیر بر سر راهش قرارداد.وگرنه مگه میشه آدم اد کتابی رو که نفهمیده تو اون همه کتاب تفسیرش یهو پیدا بشه اونم دس یه فقیر.مگه میشه..مگه داریم...بچه های عزیز وجود خدا رو فراموش نکنید.تلاش بکنید.خدا اندازه تلاشتون بهتون ثمر میده.این قول رو بهتون میدم.خدا جای حق نشسته.درسته میگن حق گرفتنیه.اما خدام عادله.نمیذاره حق بنده زحمت کشش،کسی که تو راه علم که خودش گفته مثل جهاد میمونه ضایع بشه.مطمئن باشید.سرتونو درد آوردم.ببخشید.یه نکته کوچولو دیگه.بچه ها تو این صفحه های مجازی خیلی هستن که کانالای کنکوری زدن.بعضیاش خوبه.مثل همین آلا یا اونایی که انمیشن و جزوه و یا همین آزمونای قلم چی رو میذاره.اما حرفم با اون کانالایی که میگن ما برنامه درست کردیم با رتبه های فلان مشورت کردیم.تو فلان هفته.به هدفتون میرسید.یه دقت کوچولو بکنید.همشون میگن ما موفقت میکنیم اما توش یه نکته بزرگو کم رنگ جلو میدن اینکه تو باید بخوای.و این تو باید بخوای رو در قالب جمله های امید بخش میگن.وگرنه هیچ تضمینی،هیچ آیه ای،هیچ وردی نیست که بخونی و معجزه بشه.خودت.خودت.خودت.خودت.فقط خودتی که میتونی با تجربه یک متخصص برای خودت برنامه ریزی کنی برای درس خوندن.وقتونو و پولتونو درگیر این کارار نکنید.یه مرجع خاص داشته باشید.اگه یه مطلبو رو مثلا مبحث مثلثات رو نمیفهمی بگرد-تلاش کن.یه جزوه یا یه دبیر خوب آنلاین مثل همین موسسه آلا که خودشم که تو هر مبجث چنتا دبیر گذاشته که یه مبحثو هر کدومشون سبک خودشون دارن وتدریس میکنن بگرد و پیدا کن ودانلود کن ، بفهم ویاد بگیر.بچه ها تلاش بکنید.مطمین باشید موفق میشیدموفق باشید.
    یه انتقادم به دوستای عزیزم تو موسسه آلا داشته باشم که یه فایل صوتی از مشاورتون شنیدم که در مورد بچه های ریاضی مشاوره میدادن که چطور مدیریت کنیم کنکورمون.مثلا اونایی که بلد نیستیم رو اصلا نزنیم.بعدش گفتن بچه های که پایه ضعیف دارن مثلا مثلثات ضعیف هستن اصلا امید نداشته باشن که اکثرا سوال ها رو جواب بدن.من به ایشون سلام میکنم و از اینجا میگم شما با این تجربه ای که دارید چطوراز الان دارید همه چیز رو تموم شده عنوان میکنید.اصل نتیجه خط پایانه.اصل نتیجه کنکوره.نه کنکور آزمایشی که تضعیف روحیست و از کناریم حرفای شما.من به هیچ وجه حرف شما رو قبول ندارم که هیچ وبا کمال احترام انتقاد جدیم به این صحبتتون دارم.امید بدید.تو کنکور استثناها الان شدن یه امر طبیعی و عادی.مجددا از مدیران-دبیران-مشاوران-پرسنل و خدمه موسسه آلا و دبیرستان صنعتی شریف تشکر میکنم.خدا بهتون قوت بده.واگر این توصیه های من رو مفید دونستید تو شبکه نشر بدید که بچه ها استفاده کنن و حداقل من هم در کنار کار و ثواب بزرگتون یه کار کوچولو و انجام وظیفه و ثواب کمی ببرم.
    ومن الله توفیق.
    رضا زرگر(پورمحبی)


وارد شوید تا پست بفرستید
 

اتصال شما به انجمن آلاء به نظر می‌رسد از دست رفته. لطفا صبر کنید ما سعی می‌کنیم که دوباره شما را متصل کنیم.